تبليغاتX
بوسه های کوچولو
بوسه های کوچولو

یک پاسخ

سلام بچه ها خوب هستید ؟

راستش بچه ها وقتی داداشم رفت براش آش پشت پا پختیم فک و فامیل هم اومدن آش خوردن و رفت

 بچه ها داداشم همین که سربازی رفت دانشگاه علمی کاربردی نتایجش رو زد بعد دیدیم بله این داداشه ما قبول شده .

خوب این داداشه ما انشا الله به گفته خودش ۲هفته بعد ۱۰ روز میاد مرخصی یعنی عید .شاید ما هم امسال عید به بهانه داداشم که شده بریم کرمانشاه آخه آموزشی کرمانشاه افتاده .              

 

 

دست ها بالا بود ٬ هر کس سهم خودش را می طلبید ٬ سهم هر کس که رسید ٬ داغ تر از دل ما بود

ولی نوبت من که رسید ٬ سهم من یخ زده بود !

سهم من چیست مگر ؟

یک پاسخ ٬ پاسخ یک حسرت !

سهم من کوچک بود ٬ قد انگشتانم .

عمق آن وسعت داشت ٬ وسعتی تا ته دلتنگی ها شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند ! 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره

بای



نوشته شده توسط آیناز تاریخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت 16:12

|+|

http://aynaztanha.blogfa.com